کارگاه صدرنگ

زمانِ از دست رفته

وقتی می گوییم ذائقه فرهنگی و سبک زندگی ما تحت تاثیر سینما و رسانه های جمعی است از چه سخن می گوییم؟ چگونه و به چه معنا سینما و تئاتر و تلویزیون زندگی ما را تغییر داده است؟ آیا محتوای فیلم ها و سریال ها ضدفرهنگی یا خلاف ارزش های ماست و به همین خاطر باید کنترل شود؟ آیا اگر فیلم مذهبی یا تاریخی بسازیم می توانیم در مقابل این موج عظیم قد علم کنیم؟ من معتقدم گرچه محتوای رسانه های تصویری از اهمیت بسیاری برخوردار است و حتما باید در مقابل محتوای ناصحیح با تولید محتوای صحیح مقابله کرد، اما آنچه در هسته مرکزی فیلم ها و سریال ها وجود دارد مفاهیمی بالادستی (استعلایی/مرکزی/اَبَرمفاهیم) است که تمام مفهوم را تحت پوشش خود قرار می دهد. از جمله این مفاهیم «زمان» است.

زمان به طور نامحسوس و موثر در تک تکِ فریم های تلویزیون و سینما نشت کرده است و ما گاهی متوجه نیستیم چگونه تحت تاثیر آموزه های زمانمندِ رسانه ها هستیم. در مقاله دیگری با عنوان «سینما آرام» توضیح داده ام که زمان در فیلم های تجاری بسیار تند و غیرطبیعی است و این سرعت در طول سال های اخیر بسیار بالا رفته است. به عنوان مثال فیلم های اکشن یا هیجانی در سال های گذشته با بالا بردن تعداد کات ها، ضرب آهنگ فیلم و حرکت های سریع دوربین یا سرعت بالای روایت در زمانی کوتاه حجم بالایی از اطلاعات را به ما منتقل می کند. به این شکل ذهن ما به جهش های زمانی عادت می کند و از زندگی واقعی و طبیعی دور می شود.

بالا رفتن سرعت زمان در تمام ابعاد و نمونه های رسانه های تصویری نفوذ کرده است. کودکان و خردسالان ما که از همان اوایل زندگی با ویدیوها و فیلم های کودکانه آشنا می شوند، ناخودآگاه تحت آموزش این زمانِ سریع شده هستند. در ویدیوی زیر مشاهده کنید چگونه کودکِ داستان که مریض است، شبی را در کنار والدینش خوابیده و صبح سرحال به اتاق خواهر و برادرش باز می گردد. در این ویدیوی کوتاه زمان سپری شده از شب تا صبح در یک کات سپری می شود و سپس در کاتی دیگر کودک از روی تخت والدین تا اتاق خواهرش را طی می کند. این ویدیوی خاص به شکل کوتاه شده تنها در سایت YouTube تاکنون 72 میلیون بار و به شکل بلند 36 میلیون بار دیده شده است. این آمار به غیر از سایت های دیگر و به غیر از کسانی است که ویدیو را دانلود کرده و بارها و بارها کودکان خود را در طول روز با آن تغذیه می کنند.

در این ویدیو کودکِ بیمار شب را در یک چشم به هم زدن پشت یر می گذارد و خوب می شود. سپس در یک کات سریع از اتاق والدین به اتاق خواهر و برادر می رود.

افزایش سرعت به شیوه های مختلف انجام می گیرد. گاهی از طریق با کات (ویدیوی اول)، گاهی با موسیقی انگیزشی (ویدیوی دوم)، گاهی با افکت های تصویری (ویدیوی سوم) و گاهی با ترکیب این روش ها. اما آیا از کودکی که اولین تجربیاتش از زندگی و زمان این گونه جهت دهی می شود می توان انتظار داشت به حوصله گوشه ای بنشیند و یک کار دقیق انجام دهد؟ چنین کودکی به احتمال زیاد در بیماری ها و سختی ها کم طاقت است، و در کارهای روزمره انتظار رسیدن سریع به نتایج را دارد. چرا از کودکان و آینده آنها سخن می گویم؟ آیا خودِ ما این گونه بزرگ نشده ایم؟ در زیر چند ویدیوی دیگر را به اشتراک می گذارم تا نشان دهیم این سرعت بالا و غیرواقعی در برنامه های نوجوانان و بزرگسالان نیز به وفور یافت می شود.  

ویدیوی دوم: در این ویدیو یک انباری متروک و کثیف با موسیقی انگیزشی و پرنشاط در کمتر از 10 ثانیه (برای ما) به یک اتاق کار تمیز تبدیل می شود.
ویدیوی سوم: در این ویدیو تلاش های قهرمان فیلم در طول سال ها و ماه های طولانی ظرف چند ثانیه و با یک افکت تصویری (تغییر فصول) به سرانجام می رسد.